آموزش عمومی در ایران ناکارآمد است
منطق، روانشناسی، مهارت های کاریابی، مهارت های همکاری گروهی و راه , روش زندگی اجتماعی، و در ایران آموخته نمی شوند و متاسفانه خلاقیت کمترین ارزشی در سیستم آموزشی ایران ندارد. در امتحانات همیشه عین متن کتاب پرسیده می شود بدون آنکه از فرد خواسته شود که فکر کند و حتی اگر فکری هم هست حتما می بایست نتیجه مورد نظر را تایید کند.
شاید به همین دلیل بشد که نسل امروز ایرانی توانایی بر روی پای خود بودن را ندارد و تا سالهای سال نیازمند توجه جدی والدینش می باشد حال آنکه بچه های جوامع دیگر در سن 21 سال به بلوغ کامل و استقلال می رسند.
بنا بر تجربیاتی که به عنوان برنامه ریز آموزش به دست آورده ام توصیه هایی برای غنی تر شدن آموزش عمومی دارم که قطعا کامل نیست اما می تواند آغازگر بحثی جدی برای اصلاح سیستم آموزش عمومی باشد.
-ادبیات فارسی: تاکید بر نوشته های امروزی، روزنامه نگاری، نگارش اداری و علمی همراه با تاکید بر متون قدیمی و البته ادبیات ترجمه شده جهانی
-ریاضیات: تغییر شیوه آموزش (شیوه های فعلی به هیچ وجه برای بچه ها توصیه نمی شود). کاهش حجم عملیاتهای پیچیده و تاکید بر استفاده از ماشین حساب و کامپیوتر در کنار مهارتهای نظری
-جغرافی: جذاب تر کردن متون. همچنین استفاده از ابزارهای جدید از جمله گوگل مپ، جی پی اس، و آموزش جغرافیای انسانی و اقتصادی. عدم اجبار به یادآوری نامهای سخت.
-علوم اجتماعی: یکی از مهمترین درسهاست. اما خوب متاسفانه بیش از حد سیاسی شده.
-زبان انگلیسی: تاکید بیشتر و استفاده از روشهای نوین آموزش زبان
- زبان عربی: بسیاری معتقدند که می بایست حذف شود. اما به نظر من با توجه به وابستگی شدید اقتصادی کشور به منابع سرشار مالی کشورهای منطقه ظرفیتهای بالای آنها در فرستادن جهانگرد به ایران، در آینده نه چندان دور آموزش زبان عربی در حد سخن گفتن و فهمیدن نقش مهمی در یافتن شغل دارد. اما برای آموزش زبان عربی می بایست از عرب زبانها استفاده کرد.
-منطق: باور کنید مردم ایران اصلا منطقی نیستند و با اصول اولیه منطق، بحث کردن و قانع شدن آشنا نیستند. این مساله باعث مشکلات زیاد بین زن و شوهرها و کارگران و کارفرماها می شود.
-مهارت های روانشناسی: یادم ی آید که سه واحد روانشناسی خواندم که به درد هیچ چیزی نمی خورد. بیشتر برای بازی با میمونها خوب بود تا چیز دیگر. به دلیل عدم آشنایی با روانشناسی متاسفانه اکثریت ایرانیان پتانسیل لازم برای تبدیل شدن به یک پدر و مادر خوب را ندارند. بسیاری از بچه های نسل جدید هیچ گاه لذت انجام یک کار به دست خود را نمی چسند. ترس و وابستگی و ریاکار بودن بچه ها ثمره نا آگاهی والدین آنهاست
علوم: باید جذاب تر و آزمایشگاهی باشد.