اولین پست در وبلاگ بعد از 5 ماه
۶ ماه گذشت که کسی مثل من که عادت داشت در هر موضوعی نظر بده و تمام قد و با تمام امکانات از مسیر اصلاحات حمایت کرد به اصرار پدر خفه خون گرفت و هیچ نگفت!
انتخاباتی که نتیجه اش افزایش تنش و تندروی بود. قبل از این انتخابات با جدیت می گفتم که خانه ام ایران است و هر جا بروم بعد از مدتی به خانه می آیم اما امروز دیگر کم کم به این جمع بندی می رسم که خانه جای دیگری است.
هر روز شاید هم یک روز در میان ایمیلی برایم می رسد که میگوید "علی جان کمکم کن که بیایم بیرون مهم نیست کجا!!!
با شرمندگی جواب میدهم که دوست من آخه کجا می خوای بیای! حالا اومدی مالزی یا فیلیپین و... و یه فوق لیسانس هم که گرفتی یعنی دنیا عوض میشه! اگر واقعا می خوای بری به فکر مهاجرت باش یا اینکه دانشگاهی از این کشورا یا کشورای دیگه انتحاب کن که با مدرکش امیدی واسه مهاجرت داشته باشی و گرنه کلی پول و بعد هیچی!
وبلاگ جدید هیچکجا رو هم ظاهرا فیلتر کردن! اما به دو دلیل تصمیم گرفتم که بنویسم از نو!
- دوست دارم بنویسم
- کلی تجربه خوش و ناخوش دارم که شاید به درد کسانی دیگه بخوره که می خوان همین راهو برن