آزمون کارشناسی ارشد و مساله تقلب
حجم تخلفات به حدی در امتحان ارشد زیاد است که در مورادی بچه های هم کلاس یک دانشگاه از سیستم شریکی جهت به اشتراک گذاری ژاسخها استفاده می کردند به این صورت که مثلا تو فلان درس را بخوان و من فلان درس را و سر جلسه پاسخها را با هم مبادله کرده اند.
در چندین مورد بر اساس اطلاعات مستند ضعیفترین دانشجوها که می بایست از دانشگاه اخراج می شدند به دلیل تقلب در آزمون و گرفتن نمره مناسب نه تنها مورد بازخواست قرار نگرفتند بلکه دانشگاه محل تحصیل با ماستمالی تمام عیار آنها را فارغ التحصیل کرد و بدین وسیله بر دزدی علمی صحه گذاشتند.
از آن گذشته متاسفانه با پدیده جزوه های خاص! در پاره ای از درسها تنها دانشجوهای اساتید طراح سوال هستند که برنده می شوند. به دلیل احترام خاصی که برای این اساتید دارم از ذکر نامشان ناتوان هستم.
در پاره ای موارد بعضی افراد ساده دل تعیین شده به عنوان مراقب متاسفانه با هدف خیر و برای کمک به یک داوطلب جواب را از سایرین می پرسند و به فرد مورد نظر انتقال می دهند.
اما چرا این مطلب را نوشتم! در شرایط بحران بی کاری ایران و البته هیاهوی مدرک گرایی، قبول شدن و نشدن در آزمون کارشناسی ارشد به معنای تغییر راه و سرنوشت یک فرد است. مساله تقلب متاسفانه در جامعه ایران به عنوان زرنگی پذیرفته شده است. در بسیاری از موارد هم مراقبین چشمشان را بر روی تقلب ها می بندند. اما دوستان مراقب و متقلبین باید بدانند که تقلب یک نفر به معنای رد شدن نفر دیگر و جا به جا شدن دها نفر دیگر در رشته های مختلف است.چه بسیار افرادی که به دلیل یک رطبه بالا و پایین امیدهایشان نقش بر باد شده است و راه پر پیچ و خم غربت با جیبهای خالی را بر گزیده اند.
اگر ما تقلب در انتخابات را بد می دانیم تقلب امتحانی هم چیزی جز خیانت نیست و متقلب همیشه باید در همه جا سر افکنده باشد نه اینکه او تعریف کند و من و تو افرین بگوییم.